تاثیر محیط بر هوش و موفقیت کودکان
خير، هوش يك مفهوم چند بعدي است. غالب روانشناسان معتقدند كه الگوهاي توانايي از فردي به فرد ديگر فرق مي كند، بعضي كودكان در آموختن مهارتهاي كلامي بسيار توانا هستند و بعضي در مجسم كردن روابط فضايي يا برخي در رياضيات استعداد دارند. بنابراين بهتر است به جاي اين بگوييم: "فلان بچه باهوش است" بگوييم او در رياضيات يا نويسندگي يا خلاقيت هنري تواناست.
ابعاد هوش
كدامند؟
متخصصان ابعاد هوش را به صورتهاي مختلف طبقه بندي مي كنند، برخي بر حسب مضمون ابعاد هوش را دسته بندي مي كنند: درك كلامي، درك عدد، روابط فضايي، مهارتهاي اجتماعي، مهارت موسيقي و برخي ديگر بر فرايندهاي شناختي تأكيد دارند، نظير: حافظه، استنتاج، مهارت حل مسأله، كسب دانش، سازگاري با تجارب جديد.
آزمون بهره هوشي IQ چيست؟
آزمونهاي بهره هوشي متفاوتي وجود دارد كه بر اساس نظريه هاي مختلف
درباره كيفيت هوش طراحي شداند، اين آزمونها تواناييهاي افراد را بر اساس طبقه بندي
برگرفته از يك نظريه ارزيابي مي كنند و با مقياسي استاندارمقايسه مي كنند. اين
مقياس استاندارد (با ميانگين صد) از عملكرد افراد همسن و هم كشور شخص مورد آزمايش
به دست مي آيد.
آيا بهره هوشي
IQ، شاخصي براي درك ميزان
خالص توانايي ذاتي افراد است؟
برخلاف تصور بسياري از افراد، نمره بهره هوشي تواناييهاي
ذاتي و عمومي فرد را اندازه نمي گيرد بلكه دانش انسان را در مورد موضوعاتي معين، در
سن معين اندازه مي گيرد. اين آزمونها همه جنبه هاي هوش را نمي سنجند، براي مثال به
ندرت يادگيري از تجربه و انطباق با محيط را مي سنجند. علاوه بر اين، عملكرد فرد در
آزمون، به تجارب و امكانات فرد براي يادگيري و كاربرد واژه، اطلاعات، حساب، حافظه و
مهارتهاي تجسمي بستگي دارد چون آزمونها براي سنجش يك سري مهارتها و اطلاعات خاص
طراحي شده اند.
آيا عملكرد در يك آزمون هوش توانايي هوشي را نشان مي دهد؟
اگر كودكان به خوبي از عهده آزموني برآيند مي توان مطمئن بود كه آنان تواناييهاي آزمون ارزيابي شده را دارا هستند. اما اگر كودك پاسخ درستي به سؤالات ندهد نمي توان با اطمينان گفت تواناييهاي مذكور را ندارد بلكه صرفاً مي توان گفت نتوانسته اين تواناييها و مهارتها را نشان دهد. اين موضوعي حساس در تعبير و تفسير نتايج آزمون هوش است، كودكان ممكن است چيزي را بدانند و از آن استفاده نكنند حتي وقتي موقعيت اقتضا مي كند. گاهي عملكرد كودكان دانسته ها و مهارتهاي واقعي آنها را آشكار نمي كند زيرا مسايلي را كه بايد حل كنند درست نمي فهمند، پس وقتي كودكي از عهده مهارتي برنمي آيد نمي توانيم با اطمينان نتيجه گيري كنيم كه كودك فاقد تواناييهاي لازم براي انجام آن مهارت است. از اين رو بسياري از متخصصان بر اين عقيده اند كه آزمودن مهارتهاي خاص سودمندتر است تا اتكاي صرف بر نمره بهره هوشي.
آيا بهره هوشي IQ براي هر شخص عددي ثابت است؟
هوش بسته به سن تغيير مي كند، اما از دو سالگي به بعد روند تغييرات طوري است كه تا حدي مي توان ميزان بهره هوشي در آينده را تخمين زد. اما نمرات آزمون بهره هوشي حتي در عرض چند هفته نيز ممكن است به اندازه ده نمره تغيير كند، عواملي چون تغيير در انگيزه، تغيير در ميزان دقت يا خستگي مفرط در نمره آزمون مؤثرند. باز هم بايد تأكيد كنيم كه نمره آزمون هوش شاخصي براي تواناييهاي ذاتي و كيفيتي ثابت در تمام طول زندگي نيست.
نمره بالا در آزمون بهره
هوشي چه چيزي را ثابت مي كند؟
نمره بالاي (IQ)
تنها نشان دهنده اين است كه فرد در مهارتهايي كه آزمون هوش سنجيده داراي توانايي
است. در حالي كه ممكن است شخص فاقد يك سري از مهارتها يا دانشي باشد كه در آزمون
هوش سنجيده نشده.
آيا تفاوتهاي قومي و تفاوت
در طبقه اجتماعي در نمره بهره هوشي مؤثر است؟
تفاوتهاي قومي و نژادي، و تفاوتهاي طبقاتي از آن رو در نمره بهره هوشي
تأثير مي گذارد كه طبقات فقيرتر و اقليتها يا اقوامي كه از امكانات كمتري برخوردار
هستند غالباً براي آموزش راهبردها و مهارتهاي لازم به فرزندانشان براي كسب نمره
بالا در آزمون هوش، امكانات و فرصتهاي چنداني در اختيار ندارند، به همين دليل
فرزندان آنها ممكن است نمره كمتري در آزمون هوش كسب كنند، اما اين به معني كم هوشي
نژادي يا طبقاتي آنها نبايد تفسير شود. همچنان كه گفتيم آزمونهاي هوش مهارتهاي خاصي
را مي سنجند، در حالي كه ممكن است طبقات و اقوام مختلف در زمينه هاي ديگري داراي
مهارت و توانايي باشند. تحقيقات ثابت كرده كه اگر كودكان اقوام و طبقات مختلف در
معرض تجارب اجتماعي مشابه قرار گيرند خواهيم ديد كه در عملكرد تفاوت چنداني با هم
ندارند.
آيا هوش ارثي است؟
تحقيقات نشان داده است كه بين هوش والدين و فرزندان كاملاً همبستگي وجود دارد، تشابه ميزان هوش در دوقلوهايي كه در يك خانواده يا حتي دور از هم رشد كرده اند، نشان مي دهد كه تأثير ژنتيكي هوش بسيار قوي است.
آيا موفقيت در مدرسه و
زندگي بزرگسالي تنها به هوش بستگي دارد؟
خير، عوامل مختلفي دخيلند، از تأثيرات محيط(امكانات و شرايط اجتماعي و
اقتصادي و فرهنگي جامعه و خانواده) كه بگذريم، انگيزش، ارزش و اهميت دستيابي به
موفقيت در يك زمينه، باور و ارزيابي فرد از تواناييهاي خودش در هر زمينه و تعبيري
كه از علت موفقيتها و شكستهاي گذشته خود مي كند، واكنشهاي عاطفي محيط(خانواده و
مدرسه)، اضطراب امتحان در موفقيت مؤثرند.
آيا تواناييهاي هوشي در
دختران كمتر از پسران است؟
نحوه اجتماعي شدن دختران و پسران از سوي خانواده، مدرسه، همسالان و رسانه هاي گروهي به گونه اي است كه اين دو از لحاظ الگوهاي رشد هوشي و شغلي آينده با هم فرقي مي كنند. هر چند بين دو جنس تفاوتهايي وجود دارد كه اساس آن ژنتيكي است، مطالعات تاكنون از لحاظ زيست شناختي نشان داده است كه بين دو جنس از لحاظ تواناييهاي بينايي- فضايي، رياضي يا كلامي تفاوتي وجود ندارد.
محيط چه تأثيري بر رشد هوش و موفقيت دارد؟
آزمايشها و بررسيها نشان داده كه محيط در عملكرد هوشي مؤثر است. بايد
دانست وضعيت اجتماعي و فيزيكي خانه در بهره هوشي مؤثر است، مادران مهربان كه با
فرزندشان حرف مي زنند، از تنبيه و محدود كردن بيجاي او مي پرهيزند و وسايل بازي
مناسب در اختيار او مي گذارند، برنامه روزانه قابل پيش بيني (وقت خواب، غذا و...)
براي كودكانشان دارند، بهره هوشي بالاتري دارند، كيفيت محيط خانه در خردسالي (دو-
سه سالگي) مي تواند چشم انداز خوبي از موفقيت كودك در مدرسه به دست دهد. حتي در يك
مطالعه معلوم شد كه ترافيك، سر و صداي تلويزيون و ساير كودكان با عملكرد ضعيف در
آزمونهاي هوشي ارتباط دارد.
علاوه بر اين انگيزش در كودكان، ارزش دستيابي به
موفقيت در يك زمينه، تلقي كودك نسبت به تواناييهاي خود، از اعتقادات و ارزشهايي است
كه كودكان تا حدودي از والدين خود مي گيرند. ادراك والدين از تواناييهاي فرزندانشان
در احساس كارايي فرزندان و انتظاراتشان از موفقيت تأثير مستقيم دارد.
روشهاي
انضباطي و تربيتي والدين نيز در موفقيت آينده فرزندان نقشر پررنگي دارد، والدين
مهربان و در عين حال قاطعي كه انتظار رفتار درست و استانداردهاي بالا(در عين حال
متناسب با سن بچه) دارند فرزندان موفق تري دارند، اين والدين با فرزندان خود ارتباط
مهربانانه و مؤثري دارند، گفت و گو و مشاركت را تشويق مي كنند، و علل قوانيني كه
وضع مي كنند را توضيح مي دهند. اما والديني كه به روشهاي مستبدانه متوسل مي شوند يا
سهل انگاري و عدم قاطعيت پيشه مي كنند، غالباً فرزندان موفقي ندارند. والديني كه
تلاشهاي كودكان را تشويق مي كنند، از كودكان مي خواهند به پاسخها و راه حلهاي مختلف
براي يك مسأله بينديشند، پيشنهادهايي ارايه مي دهند كه كودكان را در كاربرد
راهبردهايي براي حل مسأله هدايت كند، و حتي المقدور پاسخ و راه حل را نمي گويند،
كودكان موفق تري دارند.
آيا رفتارهاي كودك از قبيل زمان راه افتادن، يا زمان
از پوشك گرفته شدن ارتباطي با هوش دارد؟
اين رفتارها ربطي به هوش ندارد، و بيش
از همه به آمادگي جسمي و زيست شناختي و تكامل سيستم اعصاب كودك بستگي دارد.
آيا بچه هاي پرتحرك تر
باهوش تر هستند؟
وجود محركهاي مختلف(مثل وسايل و اسباب بازيهاي مختلف) مي تواند كودك را
به جست و جو و كند و كاو بيشتر و يادگيري مهارتهاي تازه و شناخت پديده ها وا دارد و
از اين طريق بر رشد هوشي او تأثير بگذارد. اما لزوماً پرتحركي كودك ارتباطي با هوش
ندارد، فعال و پرتحرك بودن يك كودك دو ساله يا آرامش كودك ديگر يك خصوصيت ذاتي است،
بعضي كودكان فعاليتهاي پرجنب و جوش را ترجيح مي دهند و برخي بازيهاي نشستني را، اين
قضايا ربطي به هوش او ندارد. موارد ديگري از چنين تلقيهاي غلطي در ميان عوام رايج
است، اما بايد دانست يك سري خصوصيات خلقي ذاتي هستند كه در افراد وجود دارند و از
سنين كودكي تا حدودي قابل مشاهده اند، اين خصوصيات ربطي به ميزان هوش فرد ندارد و
نبايد كودكان را بر اساس اين خصوصيات قضاوت كرد، همه اين خصوصيات از جنبه هايي
داراي كاركرد مثبت و از جهاتي كاركردهاي مزاحم و منفي مي توانند داشته باشند، اما
معياري براي ارزيابي هوشي كودكان نيستند. مثلاً بعضي بچه ها از همان كودكي الگوي
روزانه و عادت جسمي قابل پيش بيني دارند (مثلاً سر ساعت معيني خوابشان مي گيرد يا
بيدار مي شوند يا مقدار معيني غذا مي خورند و...) در حالي كه عده اي از بچه ها چنين
نيستند، بعضي بچه ها نسبت به موقعيتهاي جديد، مكانها و افراد جديد واكنش مثبت و
كنجكاوانه نشان مي دهند و بعضي بچه ها موقع ديدن مكانها يا افراد ناآشنا عقب نشيني
مي كنند، بعضي بچه ها نسبت به چيزي كه شاد يا غمگين يا خشمگين شان مي كند واكنش
عاطفي شديد نشان مي دهند و برخي متعادل ترند، بعضي بچه هاي كم سن توجه و تمركز
زيادي بر پديده ها و فعاليتها دارند و برخي با كنجكاوي مرتباً از فعاليتي به فعاليت
ديگر مي پردازند، اين خصوصيت نيز ذاتي است و هر شكل آن واجد محاسن و معايبي است،
بعضي بچه ها حواسشان سريع تر پرت مي شود و برخي تمركز بيشتري دارند و... . ممكن است
در يك خانواده دو فرزند كه تربيت مشابهي داشته اند از لحاظ خصوصيات فوق متفاوت
باشند، اين تنها بايد به تفاوت خصوصيات مزاجي و ذاتي كودك تعبير شود، البته بايد
خاطرنشان كنيم كه اين خصوصيات مي تواند در نحوه يادگيري و تعامل كودك با محيط و با
والدين و خانواده تأثيرگذار باشد، والدين مي توانند از اين خصوصيات براي پرورش و
مراقبت از كودك به نحو مناسب و خلاقانه اي استفاده كنند و تأثيرات مثبت خصوصيات
مزاجي را تقويت كنند.
منابع:
هنري ماسن، پاول و
ديگران(ترجمه: مهشيد ياسايي): رشد و شخصيت كودك، تهران: نشر مركز، چاپ چهارم 1383
زوبيك، مگ(ترجمه سارا رئيسي طوسي): كليدهاي رفتار با كودك دو ساله، تهران:
انتشارات صابرين، كتابهاي دانه،
رفيع پور، فرامرز: آناتومي جامعه، تهران: شركت سهامي انتشار، چاپ سوم 1382
مرکزی تخصصی درراستای درمان مشکلات یادگیری وارائه مشاوره تحصیلی وبرنامه ریزی درسی با کادری باتجربه موسس جابر حسنلو 09141605452